تبليغاتX
السلام علیک یا قائم آل محمد

چه انتظار عجیبی. تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی. عجب تر انکه چه اسان نبودنت شده عادت.

چه بی خیال نشستیم .نه کوششی نه وفایی. به این بسنده نموده وگفتیم خدا کند که بیا یی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 19:49  توسط علی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 15:48  توسط علی  | 

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی... عبد عاصی


قلـــم بتراشــم از استـخوانم
مرکب گـــیرم از خــون رگانم
بگـــیرم کاغـــذی از پرده دل
نویســم بهـــــر یار مهربانــم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 16:24  توسط علی  | 

صفاي همت

 

كلاس درس شلوغ بود و همه در حال صحبت بودن ، هركسي با دوستاي خودش

گرم صحبت بود و خلاصه كلاس رو هوا بود ، يهو معلم اومد تو كلاس و سرو

 صدا خوابيد . بعد طبق روال معلم شروع به خوندن ليست حضور و غياب كرد:

بزرگراه همت ............. حاضر

ورزشگاه همت .............حاضر

غيرت همت ..................غايب

سمينار همت ................حاضر

همايش همت ...............حاضر

مردونگي همت ............غايب

مجتمع فرهنگي همت .......حاضر

آقايي همت .............غايب

صفاي همت ...........غايب

مراهم همت .......غايب

صداقت همت ............غايب

...همت .......غايب!

.... همت ....غايب !

....همت ....غايب !     غايبا بيشتر بودن ..........كلاس تعطيل..........!!

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 19:23  توسط علی  | 


 

در اینکه مهدی(ع) از زمان غیبتش تاکنون زنده و باقی است و هیچگونه اشکالی در بودنش نیست به دلیل حیات عیسی و خضر و الیاس از اولیاء الله و زنده بودن دجال و شیطان از دشمنان خداوند چه این عده به استناد کتاب سنت تاکنون زنده میباشند. اهل حدیث در این مورد اتفاق دارند. ولی بودن مهدی را منکرند! آنها از دو نظر وجود مهدی را انکار کرده اند یکی به علت طول زمان غیبتش و دیگری بودن وی در سرداب بدون اینکه کسی آب و غذائی برای او بیاورد. و میگویند که این عادتا محال است.
سپس مولف کتاب مذکور محمدبن یوسف بن محمد کنجی شافعی میگوید: با امداد الهی در حل این مشکل میگوئیم: دلیل زنده بودن عیسی(ع) از قرآن آیه شریفه (نساء157) یعنی: تمام اهل کتاب پیش از مرگ عیسی و قبل از روز قیامت بوی ایمان میاورند و او بر آنها گواه میباشد در صورتیکه همه میدانیم که نصاری و اهل کتاب از موقع نزول این آیه تاکنون ایمان به او نیاوردند پس ناچار باید که در آخرالزمان باشد و از اخبار پیغمبر (سنت) یکی اینکه مسلم در صحیح ضمن حدیث مفصلی درباره خروج دجال میگوید: پیغمبر فرمود:...پس عیسی بن مریم در مشرق دمشق جنب مناره سفید ما بین "مهروده" درحالیکه دو دست خود را روی شانه دو فرشته نهاده فرود می آید و قبلا نیز گذشت که پیغمبر فرمود: چگونه خواهید بود وقتیکه عیسی بن مریم در میان شما فرود می آید و امام شما نیز میان شما باشد؟... و درباره خضر و الیاس نیز محمد بن جریر طبری میگوید: آنها در زمین میگردند.
و نیز مسلم در کتاب "صحیح" از ابوسعید خدری نقل میکند که پیغمبر(ص) ضمن حدیثی طولانی که درباره دجال برای ما بیان میکرد فرمود: او قدم بکوچه های مدینه نمیگذارد. بلکه بشوره زاری نزدیک مدینه روی میاورد. در آن موقع مردی که بهترین خلق است بسوی او میرود و میگوید: میدانم که تو همان دجال هستی که پیغمبر (ص) به ما خبر داده است!
دجال به مردم میگوید: اگر من این مرد را کشتم سپس زنده کردم آیا باز در حقانیت من تردید خواهید کرد؟ مردم میگویند: نه! آنگاه آن مرد را میکشد و سپس زنده میگرداند. چون آنمرد(درظاهر و بنظر مردم) زنده میشود میگوید به خدا سوگند من در شناختن تو از خودت بینا ترم (یعنی تورا ساحری بیش نمیدانم) دجال دوباره آهنگ کشتن او میکند ولی کاری از پیش نمیبرد.
ابو اسحق ابراهیم بن سعد گفته است: گویند این مرد (که دجال بظاهر او را میکشد) خضر پیغمبر است. روایت مذکور را عینا مسلم در صحیح خود آورده است.
و دلیل بر زنده بودن دجال روایت "تممیم داری" است که حدیثی حسن و صحیح میباشد و مسلم در صحیح خود آورده و گفته است؟ این روایت صریح در زنده بودن دجال است.
(اگر راویان حدیث دوازده امامی باشند و یکی از امامان آنها را به عدالت ستوده باشد حدیث آنها صحیح است و اگر درست تعدیل نشده باشند یا مدحی درباره همه یا برخی از آنان نرسیده ولی عده دیگر به عدالت ستوده شده اند آن حدیث را حسن و چنانچه مدح و ذم تمام راویان یا بعضی از آنها معلوم نباشد حدیث را قوی و در صورتیکه همه یا برخی از راویان دوازده امامی نباشند ولی عدالت همگی محرز باشد حدیث را موثق گویند اگر هیچیک از این چهار قسم نبود خبر ضعیف است ضمنا اگر علما به مضمون روایت عمل کنند و مشهور شود مقبول و اگر تمام افراد راویان در حدیث ذکر شوند مسند و چنانچه از سلسله سند یکنفر یا بیشتر افتاده باشد معلق و هرگاه از آخر آن یک تن یا بیشتر مذکور نباشد مرسل است و اگر از وسط یکنفر حذف شود مقطع و چنانچه بیشتر باشد معضل و اگر هر راوی را بالفظ از و بعربی "عن" ذکر کنند حدیث معنعن و اگر نام معصوم نبرده باشد حدیث مضمر و اگر سلسله سند کوتاه باشد عالی است.)
و دلیل بر وجود شیطان آیات قرآن مجید است مانند این آیه : "قال رب فانظر نی الی یوم یبعثون. قال انک من المنظر ین الی یوم الوقت المعلوم"(حجر36)
یعنی: شیطان (پس از سرپیچی از فرمان خداوند و غضب پروردگار نسبت به وی) گفت خداوندا! به من مهلت ده تا روزیکه بندگانت برانگیخته شوند. خدا فرمود: تو از جمله مهلت داده شدگانی تا روز و موقع معلومی.
صدوق در کتاب "امالی" به سند خود از عبدالله بن سلیمان که کتب آسمانی را خوانده بود نقلکرده که گفت: در انجیل خواندم... سپس اوصاف پیغمبر(ص) را ذکر کرد تا آنجا که خداوند متعال به حضرت عیسی فرمود: تورا به سوی خود بالا میبرم و سپس در آخرالزمان فرود میاورم تا آنکه عجائب آن پیغمبر را از امت او ببینی و در مبارزه با دجال ملعون آنها را یاری کنی. من تورا در موقع نماز فرود میاورم تا با آنها نماز بگزاری. زیرا آنها امتی هستند که رحمت الهی بر آنها فرود میاید.
حمیری در قرب الاسناد از محمد بن صدقه از امام جعفر صادق(ع) از پدرش امام محمد باقر (ع) روایت کرده که پیغمبر(ص) فرمود: "کیف بکم اذا فسد نسائکم و فسق شبانکم ولم تامروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنکر"
چگونه خواهید بود زمانی که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند نه امر به معروف کنید و نه نهی از منکر نمائید. عرض کردند: یا رسول الله! آیا این چنین خواهد شد؟ فرمود: آری از این هم بدتر خواهد شد. چه حالی خواهید داشت هنگامیکه امر به منکر کنید و نهی از معروف نمائید؟! عرض کردند: یا رسول الله آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری از این بدتر خواهد شد. چگونه خواهید بود در وقتیکه به بینند کار خوب زشت و کار زشت خوب شمرده شود؟!
نیز در قرب الاسناد از حنان بن سدیر صیرفی روایت کرده اند که گفت: از حضرت صادق(ع) درباره فرو رفتن بیابان سوال کردم که کدام بیابان است موقع خروج سفیانی مردمی را در خود فرو میبرد؟ فرمود: آنها در دروازه میلی ذات الجیش به زمین فرو میروند. (محلی واقع میان مکه و مدینه است و مقصود همان "بیداء" است.)
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از ابوالجارود روایت کرده که امام محمد باقر(ع) در تفسیر آیه "ان الله قادر علی ان ینزل عذابا من فوقکم" یعنی خداوند قادر است که عذابی از بالایتان فرو فرستند بوی فرمود: خداوند در آخر الزمان آیاتی (علاماتی) را به تو نشان میدهد که از جمله "دابه الارض" یعنی جنبنده روی زمین و خروج دجال و آمدن عیسی بن مریم و طلوع آفتاب از مغرب است.
(علی بن ابراهیم قمی از بزرگان علما و محدثین شیعه است ابن ندیم در فهرست مینویسد: وی از علما و فقهاء بود نجاشی میگوید: علی بن ابراهیم در نقل حدیث موثق و مورد اطمینان و اعتماد است کتاب تفسیر او که همه جا در معنی و تفسیر آیات به روایات اهلبیت استناد جسته معروف است. وی از بسیاری از علما و محدثین نامی کسب علم و اخذ حدیث نموده که از جمله این چند تن میباشند: پدرش ابراهیم بن هاشم - احمد بن محمد بن خالد – برقی – حسین بن سعید اهوازی – ریان بن صلت – محمد بن ابی اسحاق خفاف – حسن بن موسی خشاب – و هم جماعتی از دانشمندان بزرگ ما از شاگردان او میباشند مانند: حسین ابراهیم مکتب – حسین بن حمدان – علی بن بابویه – محمد و فرزندش جعفر بن محمد قولویه – محمد بن حسن صفار – علی بن محمد وراق – محمد بن علی ماجیلویه – احمد بن محمد علوی – حسن بن قاسم – احمد بن علی بن زیاد – محمد بن موسی بن متوکل – و محمد بن یعقوب کلینی و مولف کتاب بزرگ "کافی")
وهم ابوالجارود از آنحضرت روایت کرده که در تفسیر این آیه "قل هوالقادر علی ان یبعثهابکم عذابا من فوقکم" یعنی: پیغمبر! بگو خداوند قادر است که عذابی از بالا ییان بسوی شما بفرستد. فرمود: این عذاب دجال و صدای آسمانی است و بقیه آیه که میگوید: "ومن تحت ارجلکم" یعنی یا عذابی از زیر پای شما بفرستد فرورفتن در بیابان است"اویلبسکم شیعا" یعنی یا شما را گروههای مختلف به هم ریزد اختلافاتی است که در امور دینی پیدا میشود و از یکدیگر بد گوئی مینمایند "ویذیق بعضکم باس بعض" یعنی سختی بعضی از شما را به بعض دیگر میچشاند اینست که بعضی از شما بعضی دیگر را به قتل برسانند و تمام این عذابها در میان اهل قبله بوقوع پیوندد.
(اهل قبله مسلمانان هستند. و در حقیقت مخاطب این روایت و مشابه آن مسلمانان میباشند که بر اثر نافرمانی خداوند و اختلافاتی که در آخر الزمان و نزدیکیهای ظهور امام زمان در میانشان پیدا میشود دچار اینگونه عذابها میگردند.)
ونیز در قرب الاسناد از ابن اسباط نقل میکند که گفت به حضرت امام رضا (ع) عرض کردم: قربانت گردم ثعلبه بن میمون از علی بن مغیره و او از زید قمی (زید العمی) از امام زین العابدین (ع) برای من نقلکرده که فرموده است: قائم ما در موسمی که مردم به حج میروند قیام میکند.
(ابن اسباط: علی بن اسباط کوفی – اوثق ناس واصدق ایشانست لکن فطحی مذهب بوده و ما بین او وثقه جلیل علی بن مهزیار رضوان الله علیه رساله ای ردو بدل شده وعلی بن مهزیار رساله کوچکی در رداو نوشته : شیخ کشی گفته که فایده نکرد و بر فطیحت وفات یافت. و نجاشی فرموده که رجوع کرد. و از احادیث نیز ظاهر میشود که او رجوع به مذهب حق کرده مانند عبدالله بن المغیره و عثمان بن عیسی و امثال ایشان "تحفه الاحباب")
امام رضا(ع) فرمود: آیا قائم بدون خروج سفیانی قیام میکند؟ قیام قائم ما از جانب خدا مسلم است و آمدن سفیانی هم حتمی است و قائم ظهور نمیکند مگر بعد از خروج سفیانی عرضکردم: قربانت شوم! آنچه فرمودی امسال واقع میشود؟ فرمود: هرچه خداوند اراده کند همان میشود. عرض کردم درسال بعد چطور؟ فرمود: خدا هرکاری را بخواهد میکند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 13:3  توسط علی  | 
    درفراق دوستان دیگر زما چیزی نماند       هر که رفت از هستی ماپارهای با خییوش برد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 15:9  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:47  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:36  توسط علی  | 
 

 

شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:

برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.

عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:35  توسط علی  | 

 

مدعیان مسیحای یهود:

شور و التهاب موعود آخرالزمان، در تاریخ یهودیت و مسیحیت موج میزند. یهودیان هر خفت و خواری را تحمل میکردند به امید ظهور مسیحا؛ مسیحایی که بیاید و آنان را از این ننگ و ذلت نجات دهد به گونه ای که مردم جهان برای یهود خضوع کنند.
از روزگاران باستان تا عصر حاضر، صدها تن برخواستند و ادعای مسیحایی کردند. ساده دلان یهود را مجذوب خود کردند و بلاهای مختلف را بر قوم خود افزودند. مثلأ چند قرن پس از میلاد، یک دلباخته ای به نام موسی در جزیره ی کرت بر پا خواست. خود را مسیحا خواند و آن جزیره شد کانون جوامع یهودی.
وی گفت می خواهم شما را از دریا رد کرده و به فلسطین برسانم.....
یهودیان هم کسب و کار خود را رها کردند به امید اینکه این موسی جدید دریا را خشک کند و آنها بتوانند دولت یهود را در فلسطین ایجاد کنند.
همه دنبال وی راه افتادند و آخر سر خود را به دریا انداختند......
نتیجه این شد که عده ای مردند و عده ای هم شانس داشتند زنده ماندند......

 

انتظار و صهيونيسم:

در عصر ما هم یهودیان صهيونيسم با اشغال فلسطین درصدد برآمدند حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند، اما با این حال چیزی از تب و تاب موعود و انتظار کاسته نشد.
حدود صد سال پیش متفکران یهود گفتند: قوم ما این همه سال در انتظار مسیحا خواری را تحمل نمود، ولی هبری از وی نیامد. کاسه ی صبرمان لبریز شد. جا دارد که خود برای پایان دادن به این وضع موجود برخیزیم. آنها مکتب صهيونيسم را تاسیس کردند و گفتند باید خود ما فلسطین را بگیریم.
همه ی یهودیان گفتند این کار درست نیست، چون طبق باورهای دینی مسیحا فقط میتواند این کار را کند.
اما صهيونيسم ها گفتند که ما پایگاهی برای قیام مسیحا در فلسطین ایجاد میکنیم.
قانع کردن یک قوم که قرنها در خیالات واقعی بودند کار راحتی نبود، اما صهيونيسم با تبلیغات و صبر و حوصله ی زیاد و بردن مهاجران به فلسطین و تاسیس صهيونيسم توانستند این کار را انجام بدهند.
البته اقلیمی از قوم یهود و بر پایه ی امید به قدیم، تشکیل دولت صهيونيسم را مخالف آرمانهای مسیحا میدانند و از پیوستن با آن خودداری میکنند.
سرانجام سران یهود صهيونيسم را پذیرفتند و آن را راهگشای عصر مسیحا دانستند. از این رو صهیونزم های غاصب فلسطین علاوه بر دعای مسیحایی، پس از پایان مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم، پس از دمیده شدن شیپور عبادت اینگونه دعا میکنند:
اراده ی خداوند. خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:32  توسط علی  | 

امام باقر (ع):
يقوم القائم... على العرب شديد، ليس شانه الاالسيف... ولاياخذه فى الله لومة لائم. (1)
- (امام) قائم قيام مى كند... بر اعراب سختگير است و راه (و روش) او شمشير (به به كارگيرى سلاح) است. و در راه اجراى (برنامه هاى) الهى از ملامت ملامتگرى بيم نمى كند.

امام صادق (ع):
بيناالرجل على راس القائم يامرو ينهى اذا امر بضرب عنقه، فلا يبقى بين الخافقين جشى ءج الا خافه. (2)
- در همان هنگامى كه شخصى نزد قائم ايستاده و به امر و نهى مشغول است (3) ناگاه (امام) امر مى كند كه او را بكشند. اينست كه در خاور و باختر زمين چيزى نمى ماند مگر اينكه از (قاطعيت و اجراى عدالت) او مى هراسد.

امام على (ع):
لا يقيم امرالله - سبحانه - الا من لايصانع ولا يضارع، ولا تتبع المطامع. (5)

- دين خدا را نمى توانند ترويج كنند مگر كسانى كه سازشكار نباشند، (و با دنيادوستان و رفاه طلبان) همسو نشوند، و دل در گرو طمعها و خواهانيها نداشته باشند.

امام كاظم (ع):
... الثانى عشر منا سهل الله له كل عسير... و يبير به كل جبار عنيد، و يهلك على يده كل شيطان مريد... (7) 
 ... خداوند براى دوازدهمين (امام) از خاندان ما هر دشوارى را آسان مى گرداند، و به دست او هر جبار سرسختى نابود مى شود و هر شيطان سركشى هلاك مى گردد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:24  توسط علی  | 

معجزه ریاضی شگفت انگیز قرآن

بر پایۀ عدد 19

 

در بیست و هفتمین شب ماه رمضان سال 13 قبل از هجرت ( سال 610 میلادی ) محمّد ، نفس اصلی ، آخرین پیغمبر خداوند ، به بالاترین نقطۀ ممکن احضار شد ، به فاصلۀ ملیونها سال نوری از کرۀ زمین ، و این قرآن در قلب او قرار گرفت

( 2:185 ، 17:1 ، 44:3 ، 53:1:18 و 97:1 ) سپس در طول 23 سال از سال 610 تا 632 میلادی ، قرآن به واسطۀ جبرییل به حافظۀ محمّد رها میشد . در لحضۀ رها شدن ، محمّد با دقت فراوان آن را در ذهن خود ثبت کرد ؛ از آنموقع تا کنون از طریق الهی کاملاً از آن حافظت شده است .

آنچه محمّد باقی گذاشت ، قرآن کامل بود که به ترتیب نازل شده جمع کرده بود ، همراه با دستورات کامل برای قرار دادن آیات به ترتیبی که خداوند تعیین کرده بود .

از آنجایی که شیطان اجازۀ دخالت در کارهای پیغمبران و رسولان را دارا میباشد ( 25:31 ، 55؛ 22:52 ) ، لذا پس از رحلت محمّد آخرین فرستادۀ خداوند ، در خلال به ترتیب قرار دادن سوره ها و آیات قرآن ، نویسندگان ( عمر و ابوبکر لعنت الله علیه ) برای بزرگداشت پیغمبر خود ، 2 آیه به آخر سورۀ 9 اضافه کردند ، آخرین سورۀ وحی شده در مدینه .

این عمل کفر آمیز باعث به وجود آمدن جنگ 50 ساله بین علی بن ابی طالب ( ع ) و یارانش در یک طرف و تغییر دهندگان قرآن (غاصبان خلافت ) در طرف دیگر شد .

هنگامی که جنگ تمام شد که حسین بن علی (علیه السلام ؛ صلوات الله علیه ) و خانواده اش ( که درود خداوند بر تمام آنها ) در کربلا شهید شدند .

خلیفۀ غاصب ( عمر ) که میترسید اختلافات دوباره از سر گرفته شود قرآنی را که علی (ع) با دستخط خود نوشته بود را از وی نپذیرفت و قرآنی را که خود جمع کرده بود ارایه داد و به این ترتیب قرآنی را که تفسیر حضرت علی (ع) بود به آخرین نور امّت نبی اکرم رسید و آن قرآنی است که تفسیر امیرالمؤمنین در آن است و در زمان ظهور تمام حقایق را برملا خواهد کرد !!! ( پیامبر اکرم صلوات الله علیه میفرمایند : از فرزندان من پیروی کنید تا گمراه نشوید !!! نه آنها از قرآن جدا میشوند و نه قرآن از آنها !!! تا زمانی که بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند )

بگذریم ...

سپس بعد از 1400 سال خدای کبیر به بشر رحمت عطا نمود و همانطور که قول داده است ( 13:39 ) قرآن را از دستبردگیها و تحریفات پاک کرد ...

 

یکی از بزرگترین معجزات [ 74:35]

پدیۀ بینظیری که در قرآن وجود دارد ، در هیچ کتاب نوشتۀ دست بشر یافت نمیشود . هر یک از عناصر قرآن دارای ترکیبی ریاضی است : سوره ها و تعداد و شمارۀ آنها ، آیات و تعداد وشمارۀ آنها ، لغات ، تعداد حروف ، تعداد کلمات ، هم خانواده ، تعداد و انواع اسمهای الهی ، طرز نوشتن بعضی لغات ، عدم وجود یا تغییر عمدی بعضی حروف در بعضی لغات و بسیاری از عوامل دیگر قرآن به غیر از محتویاتش ، همگی دارای ترکیبی خاصّ هستند .

سیستم ریاضی دو جنبۀ مهم دارد :

1) انشاء ریاضی

2) ساختمان ریاضی قرآن که شامل شمارۀ سوره ها و آیات است .

به دلیل همین کُد ریاضی جامع ، کوچکترین تغییر در متن یا ساختمان ترکیبی قرآن بلا فاصله آشکار میشود !!!

 

حقایق ساده

 

کُد ریاضی قرآن از بسیار ساده تا بسیار مشکل تغییر میکند. حقایق ساده مشاهداتی است که بدون هیچ وسیله میتوان آنها را بررسی کرد .

حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل رؤیت است . بررسی حقایق زیر به هیچ وسیله ای احتیاج ندارد ؛ اما خواهشمند است به خاطر داشته باشید که همۀ اینها به متن عربی اصلی اشاره دارد :

 

1) اولین آیه (1:1) ، معروف به  « بسم الله »  شامل 19 حرف است .

 

2) قرآن دارای 114 سوره است که میشود 19 ضرب در 6 !!!

 

3) مجم.ع آیات در قرآن 6346 است که میشود 334 ضرب در 19 ؛ ( 6234 آیه شماره گذاری شده است و آیه « بسم الله » شماره گذاری نشده است که میشود :

6346 = 112 + 6234

توجه کنید که 6 + 4 + 3 + 6  میشود : 19 .

 

4) بسم الله 114 مرتبه تکرار شده است ، با وجود غیبت مرموز آن در سورۀ 9 ( در سورۀ 27 دو بار تکرار شده است ) و 6 ضرب در 19 که میشود 114 .

 

5) از غیبت بسم الله در سورۀ 9 تا بسم الله اضافی در سورۀ 27 ، دقیقا 19 سوره است !!!

 

6) مجموع شماره شوره ها از 9 تا 27

( 27 + 26 + ..... + 12 + 11 + 10 + 9 ) = 342  یا 18 ضرب در 19 !!!

 

7) این مجموع ( 342 ) همچنین مساوی است با مجموع کلمات بین دو بسم الله سورۀ 27 ، و 342 = 19 ضرب در 18.

8) اولین آیات و معروفی که اول وحی شد ( 5-1 : 96 ) شامل 19 کلمه است .

 

9) این اولین وحی 19 کلمه ای ، دارای 76 حرف است ؛ یعنی : 19 ضرب در 4 .

10) سورۀ 96 که از نظر ترتیب زمانی اولین سوره است ، دارای 19 آیه است .

 

11) این اولین سوره از نظر ترتیب زمانی ، از آخر قرآن نوزدهمین است !!!

 

12) سورۀ 96 شامل 304 حرف عربی است و 304 میشود : 19 ضرب در 16 .

 

13) آخرین سورۀ فرستاده شده ( سورۀ 110 ) شامل 19 کلمه است !!!

 

14) اوین آیه از آخرین سورۀ وحی شده ( 1: 110 ) شامل 19 حرف است !!!

 

15) 14 حرف مختلف عربی ،« 14 پاراف قرآنی » ( امضاء کوچک قرآنی ) مختلف مانند ( ا.ل.م ، از 2:1  )  را تشکیل میدهند که در ابتدای 29 سوره قرار دارند ؛ مجموع این اعداد میشود 57 = 29 + 14 + 14 و یا 3 ضرب در 19 .

 

16) مجموع 29 سوره ای که « پارافهای قرآن » در آنها آمده است میشود :

882 = 68 + 50 + .... + 7 + 3 + 2 ، و 882 + 14 ( 14 مجموعۀ پارافها ) میشود : 836 یا 19 ضرب در44 .

 

17) بین اولین سوره پاراف دار (2) و آخرین سورۀ پاراف دار (68) ، 38 سورۀ بدون پاراف وجود دارد ؛ یعنی : 19 ضرب در 2 !!!

 

18) بین اولین و آخرین سوره های پاراف دار 19 مجموعۀ پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد .

 

19) 30 عدد مختلف در قرآن تکرار شده است : 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 ، 11 ، 12 ، 19 ، 20 ، 30 ، 40 ، 50 ، 60 ، 70 ، 80 ، 99 ، 100 ، 200 ، 300 ، 1000 ، 2000 ، 3000 ، 5000 ، 50000 ، 100000 .

مجموع این اعداد میشود 162146 که میشود : 19 ضرب در8534 .

 

« این معجزات بسیار فشرده ای بود از قرآن »    

ادامه دارد .... .

این هم یکی از معحزات عددی البته در تصویر

منبع : وبلاگ منتظران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:35  توسط علی  | 

 

امام باقر (ع) میفرماید :

« هر کس در بندگی و اطاعت خدا ، خود را به زحمت اندازد ، ولی امام و پیشوایی از سوی خدا نداشته باشد ، تلاشش بیهوده و خودش گمراه و سرگردان است و خداوند از عبادت او بیزار است . و اگر در این حالت بمیرد ، کافر و منافق از دنیا رفته است»

( اصول کافی ، ج ١ ، ص ۱۸۳ و ۳۷۱ . ۳۷۵ – الزام الناصب ، ص ٤ و ٥ – المحجة البیضاء ، ج ١ ، ص ۵۴ )

 

این دقیقاً در وصف اهل بدعت است که فکر میکنند که مهدی موعود هنوز متولد نشده است !!!

 

کسانی که از راه نیاکان خود منحرف شده اند و به عقاید دینی خود پشت پا زده اند ، و بحث از مصلح غیبی را افسانه می انگارند مگر این همه نشانه را نمیبینند و باز هم از کفر روی برنمی گردانند !!!

حضرت مهدی درپاسخ یکی از سفیران خود که در مورد منکران آن حضرت پرسیده بود فرمودند :

« کسی که مرا انکار نماید ، از من نیست ، راه او راه فرزند حضرت نوع (ع) است »

( غیبت شیخ طوسی ، ص ۱۷۶ -  اعلام الوری ، ص ۴۲۳ – بحارالانوار ، ج ۵۳ ، ص۸۰ – بشارة الاسلام ، ص ۳۰۰ – الامام المهدی ، ص ۲۵۳ – الزام الناسب ، ص ۱۲۹ )

 

هر چند که رسول خدا در مقام ترسیم کمی اهل حق در میان اهل باطل میفرماید :

« مثل آنها در میان امت من ، مثل یک تار موی سفید در بدن گاوی سیاه در یک شب یلدا است »

( عیون الاخبار ، ج ٢ ، ص ۱۳۰ )

 

اعتراض کنندگان در مورد مهدی موعود ، هنگامی از ما راضی میشوند که ما وجود مقدّس آن حضرت را بدون اوصاف : « قرََشی » ، « هاشمی » ، « فاطمی » ، « علوی » و « حسینی » مطرح کنیم !!!

ولی چه کنیم که رسول خدا (ص) سخنی بدون تکیه بر منطق وحی نمی گوید ، و مهدی موعود را با این اوصاف معرفی کرده است که در روایات شیعه و سنی به تواتر آمده است :

« اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند ، خداوند آن روز را به قدری طولانی میگرداند که در آن مردی را از اهل بیت من بر می انگیزاند که نام او همنام با من است ، زمین را پر از عدل و داد می کند ، آنچنانکه پر از ظلم و ستم شده است »

( ارشاد مفید ، ص۳۲۶ – مجمع البیان ، ج ٣ ، ص ۱۵۲ – البیان ، ص ۵۹ – کشف الغمّه ، ج ٣ ، ص ۲۶۴ – منتخب الاثر ، ص ۱۶۲ و ۱۵۳ و۲۴۷ – الصّواعق المحرقه ، ص۱۶۱ – ینابیع الموده ، ج ٣ ، ص۸۱ و۸۶ و ۱۶۵ – بشارة الاسلام ، ص ۲۸۲ و ۲۸۷ – الحاوی للفتاوی ، ج ٢ ، ص ۱۲۵ – بحار الانوار ، ج ۵۱ ، ص ۷۴ و ج ۵۲ ، ص ۱۲۵ – ذخایرالعقبی ، ص ۱۳۶ – اعلام الوری ، ص ۴۰۲ – غیبت شیخ طوسی ، ص ۱۱۲ )

 

روی همین بیان ، ظهور حضرت مهدی از نشانه های نبوت است . با توجه به این نکته هرگز نمیتوان شیعه را به جرم استقامت در عقیده و استواری در ایمان به ظهور حضرت مهدی سرزنش کرد ، بلکه باید این ثبات و پایداری را ستود چنانکه پیغمبر اکرم این پایداری را ستوده فرموده اند :

« ... آنها به سیاهی بر سفیدی ایمان آورده اند »

( وسایل ، ج ۱۸ ، حدیث ۵۱ – بحار ، ج ۵۲ ، ص ۱۲۵ – الملاحم و افتن ، ص ۱۱۴ – اسعاف الراغبین ، ص ۱۴۷ – و قریب به این مضمون : نورالابصار ، ص ۲۲۹ و ۲۳۰ – الزام الناسب ، ص ۷۸ – ینابیع الموده ، ج ٣ ، ص ۱۷۰ )

 

یعنی : به احادیث رسیده از معصومین که در کتابها تدوین شده و آنها راهی جز از طریق مرکب بر صفحۀ کاغذ ندارند ، ایمان آورده اند .

اینجاست که شیعیان باید با امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) هم صدا شده بگویند :

« هر صاحب مغز ، عاقل نیست ؛ هر صاحب گوش ، شنوا نیست ؛ و هر صاجب دیده ، بینا نیست »

( بشارة الاسلام ، ص ۶۰ )

                         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:31  توسط علی  | 
                                                                  

 

 

                                                                  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 12:36  توسط علی  | 
اعتقاد به مهدويت در تمام اديان به چشم مي خورد و براي مثال چند نمونه بيان مي شود :

«فوتوریزم _ یعنی اعتقاد به دوره اخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ _ عقیده ای است كه در كیش های اسمانی زوراستریانیسم (مذهب زردشت) و جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده مسیحیت : كاتولیك پروتستان ارتودوكس و به طور كلی در میان مدعیان نبوت به مثابه یك اصل مسلم قبول شده و همگی بالاتفاق بشارت ظهور همچو مصلحی را داده اند. در این راستا دو مذهب عمده اسلام _ تشیع و تسنن _ هم در ظهور یك مهدی(علیه السلام) در دوران واپسین زمان اتفاق نظر دارند.»

انجیل یوحَنّا:

«و بدو قدرت بخشیده است كه داورى هم بكند; زیرا كه پسر انسان است. و از این تعجّب مكنید، زیرا ساعتى مى آید كه در آن جمیع كسانى كه در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر كه اعمال نیكو كرد براى قیامت حیات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قیامت داورى.»

 

«آیین زرتشت نیز به عنوان قدیمی ترین دین اسیا به ظهور موعودی در آخرالزمان عقیده دارد. موعود زرتشت از خاندان نبوت و از فرزندان زرتشت است و اصولا شخصیتی الهی و آسمانی دارد و در صفات و ویژگی ها به پیامبر و دین آور آغازین شبیه و جامع همه خصوصیات اوست.

 

سوشیانت در واقع نام دیگر استوت ارت می باشد. سوشیانس به معنای كسی است كه در پایان جهان ظهور خواهد كرد.

 

صرف نظر از بعضی از اختلاف ها به طور كلی زرتشتیان، قائل به ظهور سه منجی هستند كه هر یك به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد كرد كه به ترتیب عبارتند از: هوشیدر،به معنی پروراننده قانون و هوشیدر ماه، به معنی پروراننده نماز و نیایش و استوت ارت،آخرین منجی كه با آمدن او جهان نو می شود و رستاخیز می گردد.

 

ظهور بهرام ورجاوند و پشیوتن در دین زرتشت به عنوان زمینه سازان قیام منجی مطرح گردیده است و درست شبیه قیام خراسانی و قیام معروف یمانی قبل از ظهور حضرت حجت (علیه السلام) می باشد.

 

متون دینی زرتشتی سطح زمین را به هفت بخش تقسیم می كند و هر بخش را یك كشور می شمارد. سوشیانس در بخش مركزی كره زمین ظهور می كند و اهریمن را نابود می كند. او رستاخیز را برپامی دارد و در همان جا حكومت خواهد كرد. شش تن از یاران او هر یك بر یكی از شش كشور دیگر زمین. بدین ترتیب جهان آرمانی شكل می گیرد.

 

بنابر اعتقاد شیعیان، حضرت مهدى (علیه السلام) نهضت‏ خود را از كنار خانه خدا آغاز مى‏كند و كعبه در مركز زمین قرار دارد. ظهور سوشیانس در مركز زمین، با ظهور حضرت مهدى ‏(علیه السلام)در مركز زمین مناسبت‏ خاصى دارد.

 

و اما جهان در پایان هر یك از هزاره ها, جهانی است آكنده از تباهی ها و پریشانی ها،  بی سامانی، سیه روزی، نابرابری، نامردمی و مردم به موبدان و بزرگان اعتماد نمی كنند، در حالی كه گفتار گناهكاران و ستمگران و شریران را با ارزش می دانند. گواهی نادرست و نسبتهای ناروا در حق دیگران،حتی هرمزد رواج دارد.»

 

«و در مورد حوادث اواخر جهان نیز گفته اند كه زندگی خانوادگی و اجتماعی پریشان می شود و بزرگداشت راستی و عشق و دین بهی كاهش می یابد. تاریكی و تیرگی، زمین لرزه، خشكسالی و قحطی در زمین به وجود می آید و در زمین جنگ ها درمی گیرد.»

 

«با آمدن سوشیانس كه علائم ظهورش شباهت بسیاری به علائم ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) در نزد شیعیان دارد, جهان به تكامل خود می رسد. در این جهان همه چیز بر مبنای دین است و در زیر قدرت كامل هرمزد (خداوند) اداره می شود.»

 

اكنون به یكی از بشاراتی كه در متون زرتشتی پیرامون منجی آخرالزمان آمده است، توجه كنید:

در جاماسب‌ نامه‌ از كتب‌ دینی‌ زرتشتیان، این‌ گونه‌ نقل‌ می‌شود:

«مردی‌ بیرون‌ می‌آید از زمین‌ تازیان‌ «اعراب‌» از فرزندان‌ هاشم‌ «جد حضرت‌ رسول‌(صلی الله علیه و آله) مردی‌ بزرگ‌ سر، بزرگ ‌تن‌ و بزرگ‌ ساق‌ و بر آیین‌ جد خویش‌ و با سپاه‌ بسیار و روی‌ به‌ ایران‌ نهد و آبادانی‌ كند و زمین‌ را از داد پر كند.»

 

آیین هندو نیز یكی از آیین هایی است كه اندیشه موعود در آن موجود است. این اندیشه با شخصیت كلكی یا كلكین شكل می گیرد. بنا بر فكر هندویی, جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشكیل می شود كه در چهارمین دوره سراسر جهان را ظلم و تاریكی فرامی گیرد. ناشایستگان بر جان و مال مردم مسلط می شوند و دروغ،دزدی و رشوه، سایه سیاه خویش را بر دنیا می گستراند. در این عصر كه بنا بر باورهای هندویی ما اكنون در آن به سر می بریم، فقط به یك چهارم درمه (دین) عمل می شود و سه چهارمش به دست فراموشی سپرده شده است. در پایان چنین دوران سیاهی, دهمین و آخرین تنزل ویشنو كه كلكی یا كلكین نام دارد سوار بر اسبی سفید و با شمشیری آخته و شهابگون ظهور می كند تا شرارت و ظلم را ریشه كن كند و عدالت و فضیلت را برقرار سازد.

 

اكنون به قسمتی از بشاراتی كه در كتب مقدسه هندیان آمده است توجه كنید:

الف- در كتاب «دید» كه از كتب مقدسه هندیان است بشارت ظهور مبارك حضرت ولى عصر(علیه السلام) چنین آمده است: «پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخر الزمان پیدا شود كه پیشواى خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد برآید.»

 

ب- در كتاب «شاكمونى» كه از كتب مقدّسه هندیان مى باشد، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(علیه السلام) چنین آمده است: «پادشاهی‌ و دولت‌ به‌ فرزند سید خلایق‌ دو جهان‌ تمام‌ شود... كه‌ بر كوه‌های‌ شرق‌ و غرب‌ جهان‌ حكم‌ براند ودین‌خدا یك‌ دین‌ شود و دین‌خدا زنده‌ گردد و نام‌ او ایستاده‌، «قائم» باشد و خداشناس‌ باشد.»

 

آنچه تا بدین جا آورده شد به روشنى گواهى مى دهد كه مسأله ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) اختصاص به اسلام ندارد، بلكه از نظر همه اُمّتها و ملّتها یك امر قطعى و مسلّم است كه بدون تردید تحقّق خواهد یافت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 10:23  توسط علی  | 

امام زمان(عج)

 

مهديا (عج) مادر تو چشم نظر سوي تودارد

پشـت در نالـــه و فريـــاد ولي يــاد تـــو دارد

 

مرتضي (ع) فرق سرش گشت دو تا در دل محراب

حيــــدر آنجــا بـه يقـــيين نـــام تــو را زيــر لــب آرد

 

مجتبي(ع) پازه جگر ، خاطره كوچه به ذهنش

جـــد تـــو در وســـط كـــــوچه صداي تو بر آرد

 

زيــنـب (س)آن ام مـــصــائب همـه جا رنج كشيده

گــل نرگــس، عمـــه در مجلس اغيار نواي تو بر آرد

 

گر چه از داغ حسين (ع) روز و شب هستي تو پريشان

منتقـــم ، كشـــته حق لـــحظه آخــر به وجــود تـو ببالد

 

گــــه حمـــله بــه خيـام و گه نامردي اعداء

به گـمانه كه رقيه (س) چشم ديدار تو دارد

 

روز و شــب ميگذرد ، از تو صدايي نشنيدم

دلــبرا گــو تو كجايي كه شفيعي به تو نازد

شاعر : مهدي شفيعي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط علی  | 

پيش كش قدم هاي گل نرگس

 

 

خرّم‌شهر را خدا آزاد کرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:1  توسط علی  | 
                                                            

      یار گرفت از کرم دست من خسته را          بازرهاند از فراق این دل بشکسته را

       با همه نازوعتاب باز به او خوشدلم             چون شنود گاه  گاه ناله اهسته را

 

                                                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 11:18  توسط علی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 14:9  توسط علی  | 

  

فرازهای آخر مناجات شعبانیه

 

اِلهی فَلَک اَسئَلُ وَ اِلَیکَ اَبتَهِلُ وَ اَرغَبُ، وَ اَسئَلُکَ اَن تُصَلی عَلی مُحمََّدٍ وَ الِ مُحمََّدٍ، وَ اَن تَجعَلَنی مِمَّن یُدیمُ ذِکرَکَ، وَ لا یَنقُضُ عَهدَکَ، وَلا یَغفُلُ عَن شُکرِکَ، وَ لا یَستَخِفُّ بِاَمرِکَ، اِلهی وَ اَلحِقنِی بِنُورِ عِزِّکَ الاَبهَجِ، فَاَکونَ لَکَ عارِفًا وَ عَن سِواکَ مُنحَرِفًا، وَ مِنکَ خائِفًا مُراقِبًا، یا ذَاالجَلالِ وَ الاِکرامِ، وَ صَلَّ اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ رَسولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ، وَ سَلَّمَ تَسلیمًا کَثیرًا

 

ای خدا، پس من هرچه بخواهم از تو درخواست می کنم و به درگاه کرمت با ناله و زاری و شوق و رغبت می نالم و از تو می طلبم که درود فرستی بر محمد و آل محمد(علیهم السلام)

و مرا از آنان قرار دهی که دائم به یاد تواند

و هرگز عهد تو نشکنند

و شکر و سپاست را لحظه ای فراموش نکنند

و امرت را سبک نشمرند

ای خدا، مرا به نور مقام عزتت که بهجت و نشاطش از هر لذت بالاتر است، در پیوند

تا آنکه شناسای تو باشم و از غیر تو رو برگردانم

و از تو ترسان و مراقب فرمان باشم

ای خدای صاحب جلال و بزرگواری

و درود خدا بر رسولش محمد(صلوات الله علیه) و بر اهل بیت پاکش و سلام و تحیت بسیار باد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 14:1  توسط علی  |